میبینی؟

میبینی؟
حالا دیگر به تـ♥ـو هم هیچ حسی ندارم...
همانی شدم که میخواستی بسازی
مرده ای بی جان،
بی احساس،
خشک
و دلی دارم از سنگ
تنها تـ♥ــو باعث این اتفاقی....
دیدگاه ها (۶۰)

سلام، خوبید؟امیدوارم حالتون خوب باشه، پرنسس‌هام. اگه الان ای...

سناریو سو پارت اخر

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

★彡   Part 47 彡★ خب، اتاق بهونه بود.مگه میشه تو عمارت به این ...

تادا ...این همه سر جزئیاتش جر بخور اخرشم به چشم نیان تا زوم ...

همش سه ساعت تو پارکینگ تونستم تنهاش بگذارم و بازهم آوردمش خو...

ولی نبایدمیرفت...💔اقیانوس آرام شد، اما چشم‌های ما هنوز طوفان...

پارت. 29

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط