ادامه پارت 33
ادامه پارت 33
سریع سرم رو تکون دادم و به خودم اومدم و گفتم : بله سرورم.
دین : چرا نمیخوری؟ چند دقیقه ایه فقط داری با غذات بازی میکنی..
-میخورم..
و مشغول شدم حسم، جسمم رو به سمت باغ جونگکوک میکشید ولی به سختی مقاومت کردم رفتن پیش اون اشتباه بود و من نباید اینکار رو بکنم دو روز تمام دوست داشتم برم اونجا و براش بی قراری میکردم ولی به زور جلوی خودم رو گرفتم.
سریع سرم رو تکون دادم و به خودم اومدم و گفتم : بله سرورم.
دین : چرا نمیخوری؟ چند دقیقه ایه فقط داری با غذات بازی میکنی..
-میخورم..
و مشغول شدم حسم، جسمم رو به سمت باغ جونگکوک میکشید ولی به سختی مقاومت کردم رفتن پیش اون اشتباه بود و من نباید اینکار رو بکنم دو روز تمام دوست داشتم برم اونجا و براش بی قراری میکردم ولی به زور جلوی خودم رو گرفتم.
- ۱.۰k
- ۳۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط