با دیدن این عکس میگم یادش بخیر آقا جون

با دیدن این عکس میگم یادش بخیر آقا جون
( پدر بزرگم)، سجاده ای که پهن بود نماز میخوند
تا صبح، صداش تو گوشمه، چه آرامشی داشت خونشون، خونه قدیمیه بزرگ با اون حوض آب ودرختای چنار بزرگ، صدای کلاغ ها که از لا به لای درختای چنار می آمد، آب پاچیه حیاط دم غروب، وجمع ما که همه دور آقا جون بودیم،
چه نورانیتی داشت پیره مرد یادش بخیر عالمی داشتیم.
دیدگاه ها (۶)

پارت ۷۶

سلاااام به دوستان و رفقای با وفا و خوش کرداربا هم بریم به پن...

ادامه قسمت یازدهم...روی حیاط اوردند.اقا رجب ماشینش را اورد و...

امروز رفتم از دستگاه خودپرداز پول بگیرم مبلغ رو زدم ۵۰۰۰۰ تو...

چهارشنبه شب 29 اسفند بود و شب عید. ما هم مثل هر سالمیخواستی...

✨🌱✨#ناحله #قسمت_هفتمشام و تو آرامش بیشتری خوردیم همش داشتم ف...

هوانگ یونا اورجینالیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط