چندشاتی تهیونگ

چندشاتی تهیونگ

part 11

,-کارارو انجام دادی؟

+بله ارباب..

-خوبه.. من فردا شب مهمون دارم، به تو‌میگم که شام رو دوکبوکی و کیمچی درست‌کنی، با بادیگارد ها شراب و الکل بخری و میوه و وسایل خوراکی و پذیرایی،..

+چشم... خونه رو کی تمیز میکنه؟

-بقیه خدمتکار ها..

ات چیزی نگفت و از اتاق خارج‌شد..
پرش زمانی به فردا..

ات ویو

از خواب بلند شدم..
دست و صورتم رو شستم و لباس های‌خدمتکاری ام‌رو‌پوشیدم..

به پذیرایی رفتم..

یکی از‌بادیگارد ها اومد سمتم

×ارباب گفت که بریم‌وسایل امشب رو که‌گفتم‌بخرید..

ات با سرد تایید کرد..

با بادیگارد به سمت شهر رفتن و شروع کردن به خرید..

اول، وسایل غذای کیمچی و دکبوکی رو خریدم..

بعد میوه : آناناس، توت فرنگی، بلوبری، موز،نارگیل..

بعد کمی آجیل گرفتم..

شیرینی و شکلات..

بعد ۸ بطری مشروب گرفتم( یا خدا)

بعد از همه ی خرید ها به عمارت برگشتیم..

اول غذاهارو درست کردم..

میوه هارو شستم و داخل میوه خوری گذاشتم..

بشقاب هارو چیدم و جام های مشروب رو هم آورد،

مشروب هارو داخل بطری های‌مخصوص ریختم و یه پارچه قرمز رنگی روی میز غذا خوری انداختم..

بشقاب هارو چیدم و چاپستیک هارو هم کنارشون..

بطری های طراب رو وسط میز گذاشتم و لیوان هارو کنار بشقاب ها..

نم نم‌مهمون ها اومدن..

همینطور داشتم‌کار می‌کردم که ارباب به سمتم‌اومد
دیدگاه ها (۵۰)

چندشاتی تهیونگpart 12-واسه امروز کافیه..+ام.. چیزی شده؟-باید...

چندشاتی تهیونگpart 13-ببینم به نظرت‌من‌تورو واسه بازی خدمتکا...

چندشاتی تهیونگpart ۱۰ات ویوبعد از غذا خوردن و قرص مسکن، لباس...

چندشاتی تهیونگPart9+ من و تو همکار و دوست بودیم، این کار یه ...

یادگاری از عشقp⁸"ویو کوک"به خودم اومدم گفتم چرا این کارو میک...

برادرناتنیفصل سوم part 4ات: برگشتم خونه ی دوش گرفتم و لباس ...

فصل سوم برادر ناتنی part 2ات: از خونه زدم بیرون ی مقداری پول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط