میترسم از اینکه روزی..

میترسم از اینکه روزی..

یک جایی..

من و تو خیلی دور از هم..

شب و روز در کنار یک غریبه بی قرار هم باشیم.
دیدگاه ها (۱)

گاهی رابطه ها جان میکنَند در حسرتِ یک"دوستت دارم" و ما هِی ...

بفهم دیگرشبها دراز نیستند، این تویی که تنهایی..!

اَلا ای دولتی طالعکه قدرِ وقت می دانیگوارا بادت این عِشرتکه ...

تنهاییرفتن سخت نیست ولی....ما اینهمه راه رو با هم اومدیم.......

میترسم از اینکه یه روزی شب بخوابم صبح بیدار شم ببینم نیستی🥺

تو روم وایساد گفت: «خیلی احمقی»😞اینجا قرار نیست والدی بی‌نقص...

لی دونگ ووک😛

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط