کوک سریع دوید سمت ا/ت وگفت:

کوک سریع دوید سمت ا/ت وگفت:
ا/ت خوبی هی ا/ت خوبی؟؟؟
_آ ... آره خوبم من میر...میرم اتا...قم
+نه بیا بشین رو مبل بگو چی شده؟
_نه بعداا لطفا
+نه همین الان بیا بشین
_ با. باشه

ویو زمان حال
ا/ت نشت تو دور ترین مبل نسبت به کوک
+چرا اونجا نشستی؟ بیا نزدیک ببینم
_ن.نه همینجا خوبه
+باشه بگو چی شده؟
_امممم....امممم
+ام ام نکن دیگه بگو ببینم
_م..ن من پری.ود شدم (و دویید و رفت)
+وای وای من اصلا مراقبش نبودم حالا چیکار کنم

ویو کوک
رفتم یه مسکن به همراه کلی خوراکی اوردم و رفتم دم در اتاق
+ا/ت میتونم بیام تو
_نهههه (گریه)
+گریه نکن قربونت برم من
_باشه (در رو باز کرد)
+بیا دراز بکش این مسکن رو بوخور بعد وایستا یکم بگزره بعد خوراکی هاتو بوخور
_واییی مرسی کوکی جون (ذوق)
+خواهش میکنم کوچولو

ادامه دارد.....
شرط
۳تا لایک❤
دیدگاه ها (۰)

ویو زمان حالا/ت مسکن رو خورد بعد خوراکی هارو_کوکی+جان_میدونی...

۲۰ تایی شدیممممممم🥳🥳🥳🥳میخوام یه رمان مافیایی شروع کنمبگین ا...

پارت ۲

ویو ا/تاز خواب بلند شدم که دیدم جیمین خوابه بوسه ای رو پیشون...

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

پارت ۵عمو های من مافیان

کوک : راستی ا. ت من به یک مهمونی دعوتم با من میای؟ا. ت : امم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط