شیشه ماشینو داد پایین! گفت ببین هوا رو!

شیشه ماشینو داد پایین! گفت ببین هوا رو!
ببین چه بارونی میاد اینا بخاطر حضور توعه ها!
دلبر میبینی قطره ها رو؟ مثل خنده های تو که گوشه لبت جا خوش میکنن نشستن رو شیشه بخار گرفته!
خوب نگاه کن حس میکنی چقد حالم خوبه؟
دستشو گرفتم....خندید!
گفت هنوزم بارون که میاد ساکت میشی زبونت بند میاد!
با تمام وجود هوای بارونیو تو ریه هام دادمو گفتم من از این همه خوشبختی که کنار تو دارم زبونم بند اومده وگرنه این قطره ها و صدای بارون بهونس!
صورتشو سمتم آوردو گفت میشه هر وقت بارون اومد همین حرفو بزنی بهم؟
دستشو محکم تر گرفتمو سکوت کردم...

#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉
دیدگاه ها (۰)

کمتر بترس، بیشتر امید داشته باشکمتر بخور، بیشتر بجوکمتر ناله...

دلـم یک تو می‌خواهدشبیه باران بهاری آنی ببارد،و یک عمر خاطرش...

هر چه انسان تر باشيم زخمها عميق تر خواهند بود هر چه بيشتر دو...

سناریو بلولاک/Blue Lock Scenarioپارت ناگی سیشیرو پارت 1در تو...

p2★☆☆بیو مارسلتو عمرم از یه نفر انقدددر تنفر نداشتم... ساعت ...

Part:57. #ریاست.عشق𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط