دیشب سحر را باب محنت باز گردید سوزو گداز مرغ شب آغ

دیشب سحر را باب محنت باز گردید سوزو گداز مرغ شب آغاز گردید
دیشب درون سفره ی شب زنده داران غم بود و ماتم بودو رنج و دردو حرمان
دیدگاه ها (۲)

آدمی در عسرت این لیالی سرد جز تماشای زوال خویش چه دارد؟ما در...

پارت ۴۱ — چیزی که باقی مانده بودقصر آن شب بیش از همیشه ساکت ...

بسم الله الرحمن الرحیم توافق با هستی :از منظر الهی، هر انسان...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

ران با دیدن این صحنه دستشو مشت کرد وعصبانی شد نه بخاطر نانسی...

دیشب درون سفره یشب زنده داران /غم بود وماتم بود و رنج و درد ...

آسمان بود و علی بود و شب و غم هایشگردی از غصّه نِشسته به روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط