سناریو

سناریو


وقتی خوش آشامی و خون نیاز داری


نامجون: گردنشو میاره جلو
بیا بخور فقط آروم من میترسم


جین: میشه از دستم بخوری؟؟؟ از گردنم میترسم


یونگی : به نظرم حس جالبیه........ خب من حاظرم بیا شروع کن


جیهوپ: سانشاینم میگم درد نداره؟؟؟ من میترسم

جیمین:وقتی داری خونشو میخوری دستشو دور کمرت حلقه می‌کنه و آروم ناله می‌کنه


تهیونگ: میشه در عوضش بزاری من گردنتو کبود کنم؟؟؟


جونگکوک: میاد نزدیکت و لباتو میبوسه و بعد گردنشو میاره جلوی دهنت و میگه شروع کن





درخواستی داشتید بیاید پی وی 💚



#سناریو بی تی اس
دیدگاه ها (۱)

سناریووقتی میفهمن مافیایی نامجون: جاننن؟؟؟😯 توی شوکهبرای همی...

سناریو. «دخواستی» وقتی که ات اونارو درحال خیانت میبینه بعدش ...

سناریووقتی شوهرتن و میفهمی مافیان و میخوای ازشون جدا شینامجو...

سناریووقتی مافیان و توی دعوا روت اسلحه میکشننامجون: *داری از...

فیک مدرسه جئون پارت ۱۳ویو کوک ما پسرا میخواییم اعتراف کنیم ه...

#سناریو موضوع=وقتی دختر کوچولوشون نصفه شبی خواب بد میبینه و ...

#سناریو#استری_کیدز#درخواستی#اسماتوقتی تومهمونیم ولباس کوتاه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط