part 𝟒𝟒

part 𝟒𝟒

ویو ا.ت
وقتی رسیدیو خونه روی مبل افتادم و از خوشحالی فقط میخندیدم، یعنی واقعا قراره مامان بشم؟
جونگکوک: یعنی تا ۹ ماه نمیتونم بیبی گرلمو داشته باشم؟
ا.ت: یااا بچه اینجاست هااا
جونگکوک: اون چی میفهمه اخه(خنده)
ا.ت: حالا هرچی، یعنی واقعا داری بابا میشی؟
جونگکوک: اره، و توهم داری مامان میشی
ا.ت: به نظرت ۲۱ سالگی برای حاملگی یکم زود نیست؟
جونگکوک: نه، البته شایدم باشه
ا.ت:حالا... چیزیه که شده
جونگکوک: الان نینیمون دلش چیزی نمیخواد؟
ا.ت: فقط دلش خواب میخواد... خوابم میاددد
جونگکوک: غذا نمیخوری؟
ا.ت: گشنم نیست، من میرم بخوابم
جونگکوک:باشه، خوب بخوابی پرنسسم
بعدش رفتم توی اتاقمون
یه مدت بخاطر بورام توی اتاق خودم پیشش میخوابیدم و توی اتاق مشترکمون نمیخوابیدم ولی الان خودش تنهایی اونجا میخوابه
رفتم یه دوش گرفتم لباس پوشیدم و با موهای خیس خوابم برد
ساعت ۶ صبح بیدار شدم
موهام خیلی داغون شده بود
بی سر و صدا موهامو خیس کردم و بعدش رفتم پایین موهامو سشوار کردم که جونگکوک بیدار نشه
خیلی گشنم بود، یدونه کوکی برداشتم و خوردم
ا.ت: دلم میخواد کیک درست کنم
وسایلو در اوردم و موهامو گوجه ای بستم که اذیتم نکنه
داشتم اهنگ میخوندم و موادو هم میزنم که یه صدایی از پشت سرم شنیدم
جونگکوک: صدای قشنگی داری
رومو برگردوندم و نگاش کردم
ا.ت: کی بیدار شدی؟
جونگکوک: تازه، چیکار میکنی؟
ا.ت: کیک درست میکنم، راستی، میشه امروزو به خدمتکارا مرخصی بدی که نیان؟
جونگکوک: باشه پرنسسم، بخاطر تو میگم امروز نیان
بعدش یه بوـsـه روی لـbـام زد
ا.ت: جونگکوک پودر کاکائو رو بهم میدی؟
بعدش پودر کاکائو رو بهم داد
جونگکوک: چرا یه مدته همش جونگکوک صدام میزنی؟
ا.ت: خب چی باید صدات بزنم؟
جونگکوک: نمیدونم، مثلا قبلا کوکی صدام میکردی
ا.ت: اون مال قبل ۱۹ سالگیم بود
جونگکوک: خب چرا الان دیگه اینجوری صدام نمیکنی؟
ا.ت: پس صدات کنم کوکی؟
جونگکوک: اره
ا.ت: باشه، هرچی تو بگی
جونگکوک: حال اون کوچولو چطوره؟
ا.ت: عالیه
جونگکوک: چون من باباشم عالیه درسته؟
ا.ت: اعتماد به نفستو، ولی درسته
جونگکوک: میدونستم(خنده)
مواد کیک رو گذاشتم توی فر و تایمرو تنظیم کردم روی ۲۰ دقیقه و رفتم روی مبل نشستم
یکم با گوشیم ور رفتم که صدای فر اومد
رفتم درشو باز کردم و دیدم امادست
اروم درش اوردم و گذاشتم سرد بشه
ساعت ۷ و نیم بود و حوصلم به شدت سر رفته بود
یکم رفتم بیرون
باد خنکی میومد

ادامه توی کامنتا...
دیدگاه ها (۹)

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

آتیشی که از بارون شروع شد part 50 به طبقه پایین رسیدیمخانه ک...

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

پارت. ۳۱

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط