سردی

سردی
و
بی مهری ات
کم کرد
روی
برف
و
سرما را...!
دیدگاه ها (۱)

نیاز به التـــــــــــــماس نیستکســـــــــے که دلش پیــــــ...

بگریخـــــتم از دام تو در خانهٔ دل دل دام شــد و ...

حرف دلم التماسی از چشم تو بود در هر غزلم جناسی از چشم تو بود...

دریاچه صفای باطن جان تو بود هر موج خزر بی سروسامان تو بود د...

پرسه در جنگل... صبح روز بعد...نور خورشید از پنجره‌ی اتاق داخ...

میگن وقت سرما وقتی که برف زدهبهتر می تونن افغانستانی جابه‌جا...

پرسه در جنگل... شب...باران هنوز آرام روی شیشه‌های عمارت می‌ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط