دست من

دست من
در رنگ هاے فطرے بودن شناور شد
پرتقالی پوست می کندم
شهر در آیینہ پیدا بود،
دوستان من کجا هستند ؟
روزهاشان پرتقــالی باد ...

سهراب_سپهری
#خاص
دیدگاه ها (۲)

#جمعــــه ؛گاهی شبیهِ دفترچه ی خاطراتی ست که هر بار ، گوشه ا...

پیرمرد تلفن همراهش رو می‌بره تا درست کنندتعمیرکار میگه: پدرج...

این هم یک دعای زیبا با نام اهل هنر وهنرمندانه👌👌🌸꯭⃝꯭᭄⃮⃮🌸꯭⃝꯭⃮⃮...

پایـ🍁ـیزجان!تا میتوانی زرد شوانار هایت را قرمز کنبرگ هایت را...

فصل اول-پارت۷##راویبعد از رفتن ساسکه ساکورا روی کاناپه نشست ...

برای همیشه..

Mafia-Knigپادشاه مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط