هزار سال درین آرزو توانم بود  تو هر چه دیر بیایی هنوز باش

هزار سال درین آرزو توانم بود  تو هر چه دیر بیایی هنوز باشد زود
تو سخت ساخته می ایی و نمی دانم
که روز آمدنت روزی که خواهد بود
زهی امید شکیب آفرین که در غم تو
ز عمر خسته ی من هر چه کاست عشق افزود
بدان دو دیده که برخیز و دست خون بگشای
کزین بد آمده راه برون شدی نگشود
برون کشیدم از آن ورطه رخت و سود نداشت  که بر کرانه ی طوفان نمی توان آسود
دلی به دست تو دادیم و این ندانستیم
که دشنه هاست در آن آستین خون آلود  چه نقش می زند این پیر پرنیان اندیش
که بس گره ز دل و جان سایه بست و گشود.. #هوشنگ_ابتهاج 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 🍁 💘 💘 💘 💘 💘 💘 💘 💘 💘 💘 💘 💘 💘 💘 💘 💘 💘 😕 😔 😔 😔 @onlyshear
دیدگاه ها (۱)

من ان دردمکه مشتاقم به التیامتو داروتو مرهمتو معجزم باش#امیر...

هنوز عشق تو امید بخش جان من استخوشا غمی که ازو شادی جهان من ...

نه خون، نه آب، نه آتش چگونه اینهمه باران چگونه این همه آب ...

نامدگان و رفتگان از دو کرانه زمان سوی تو می‌دوند هان! ای تو ...

زندگیچه فکر میکنی؟که بادبان شکسته زورق به گل نشسته ایست زندگ...

چه فکر می‌کنی؟که بادبان شکستهزورق به گل نشسته ای است زندگی؟د...

#گلچین_اشعار_هوشنگ_ابتهاج (سایه) درین سرای بی کسی کسی به در...

چه فکر می کنی ؟که بادبان شکسته زورقِ به گل نشسته ای است زندگ...

نهال تازه رسی گفت با درختی خشککه از چه روی، ترا هیچ برگ و با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط