فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟤𝟢

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟤𝟢

یونگی تو بهشت بود، کی بود که میتونست با بوس جیمین به بهشت نره؟
تقریبا 3 ساعت از وقتی که یونگی به خونه اومده بود گذشته بود
- وقت باز کردن کادو هاست
یونجی گفت و به کادو هایی که روی زمین بود اشاره کرد، اون همه کادو از کجا اومده بود؟ مگه قبل از اومدن جیمین به زندگیش تولد هاشو جشن میگرفت؟ با بودن جیمین توی زندگیش حس میکرد خوشبخت ترینه
- خب اول نوبت کادوی سوهو عه
یونگی کادو رو باز کرد و با سه تا کتاب که ژانر های « جنایی، عاشقانه، ترسناک » بود مواجه شد و واقعا دوسشون داشت، سوهو تو این مدت فهمیده بود که یونگی به کتاب خوندن علاقه داره. بعد از بغل و تشکر سراغ کادوی بعدی رفت
- اینم از کادوی من
یونجی گفت و کادوش رو داد، یونگی بازش کرد و خط چشم، چند نوع بالم لب و لیپ گلاس و ادکلنی از یک برند معروف و گرون داخل جعبه بود
- تو خط چشم میکشی، همیشه لیپ گلاس و ادکلن میزنی برای همین اینارو گرفتم
خواهرش رو بغل کرد و لپش رو کشید
کادوی بعدی رو برداشت و صدای یون جه در اومد
- اون مال منه، امیدوارم بعد دیدنش کتکم نزنی
یونگی خندید و با کنجکاوی کادو رو باز کرد، یا خدا، این چی بود دیگه؟
- لو/ب با رایحه ی میوه های استوایی؟
هرکی که اونجا نشسته بود با حرف یونگی چشماشون گرد شد جز یون جه که با شیطنت به یونگی نگاه میکرد
- اره خب گفتم شاید به کارت بیاد
و چشمکی به یونگی زد و به جیمین اشاره کرد
- یک هدیه ی دیگه ای هم توش هست
یونگی با حرف یون جه دوباره به جعبه ی توی دستش نگاه کرد و بعد از چیزی که دید میخواست بلند شه و یون جه رو قـ/تل آم کنه
- اخه یون جی، محض رضای خدا، ویبر/اتور؟
- وا منظورت چیه خیلی کاربردیه
یونگی خندید و تشکر کرد و حالا نوبت کادوی جیمین بود
- آم مال من چیز خیلی خاصی نیست ولی امیدوارم خوشت بیاد
جیمین گفت و کادوش رو داد
- واو چرا انقدر جعبش بزرگه؟
یونگی گفت و جعبه رو روی زمین گذاشت و بازش کرد..

#جونگکوک #کوک #جیمین #نامجون #تهیونگ #وی #جین #شوگا #یونگی #جیهوپ #فیک_بی_تی_اس #بی_تی_اس #یونمین #تهکوک #نامجین #فیک_یونمین #بنگتن
دیدگاه ها (۱۰)

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟣𝟫 زنگ خونه رو فشار داد، در باز نشد،...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟣𝟪جیمین توی اشپزخونه مشغول درست کردن ...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟣𝟢همه تو سکوت فرو رفته بودن و هرکی به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط