امشب عروسی عمه ام بود
امشب عروسی عمه ام بود
حسابی رقصییییدم
سنگ تموم گذاشتم
ولی روز بلا و مصیبت بود واسم
۱.دستم لا در گیر کرد.البته دست چپم ک خونش مرده
۲.تصادف کردم...ینی یه میله از تو دیوار در اومده بود ندیدم با ماشین ازش رد شدم ماشین بابام رو خط انداختم...بعله
۳.از رو پله افتادم
۴.ترقه افتاده رو پام .ک سوخته
اینم از پنجمش ک میبینین.زخمی شده
.
.
.
.
.
ولی هم اکنون زنده ام.دارم پست میزارم
خخخخخخخ
دیگه بلا نازل نشه صلوات
حسابی رقصییییدم
سنگ تموم گذاشتم
ولی روز بلا و مصیبت بود واسم
۱.دستم لا در گیر کرد.البته دست چپم ک خونش مرده
۲.تصادف کردم...ینی یه میله از تو دیوار در اومده بود ندیدم با ماشین ازش رد شدم ماشین بابام رو خط انداختم...بعله
۳.از رو پله افتادم
۴.ترقه افتاده رو پام .ک سوخته
اینم از پنجمش ک میبینین.زخمی شده
.
.
.
.
.
ولی هم اکنون زنده ام.دارم پست میزارم
خخخخخخخ
دیگه بلا نازل نشه صلوات
- ۲.۲k
- ۰۷ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط