چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد
چه نکوتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد
پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند
چه رها چه بسته ، مرغی که پرش بریده باشد
من از آن یکی گزیدم که به جز یکی ندیدم
که میان جمله خوبان به صفت گزیده باشد
عجب از حبیبم آید که ملول مینماید
نکند که از رقیبان سخنی شنیده باشد
اگر از کسی رسیده است بدی به ما بماند
به کسی مباد از ما ، که بدی رسیده باشد
شعر از : صادق سرمد
دیدگاه ها (۱)

نالهٔ مظلوم در ظالم سرایت می‌کند زین سبب در خانهٔ زنجیر دای...

با او باش در هیاهوی زندگی دریافتم ؛ چه بسیار دویدن ها که فق...

خوشبخت اگر خار بکارد از بخت خوشش لاله و ریحان بدر آید بدبخت...

عزم آن دارم که امشب نیم مستپای کوبان کوزهٔ دردی به دستسر به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط