فلش بک به صبح

فلش بک به صبح
+یااااا دیرم شده وای
ویو کوک
این ریزه میزه چرا نیومد هان
+اومدم پیرمرد
_اومدی هان
+اره اقا خوشتیپه
قلبم خورد شد تا این حرف رو زد چون میخواستم بزننش ولی من اصلا از این خوشم نیومده میزنیمش
_بزنینش
+چی پیرمرد
+ای ایه ای ای ای اییییییییی
فلش بک به زنگ تفریح
دیدم میرا هیجا نیست و دیدم یه خانوم خیلی خوشکل با یه تیپ دارک بود و به من هم همینطور وگف
+کار اشتباهی کردی
+مثل خر بزنینش تا بیام و ببینم باهاش میتونم چیکار کنم هه (پوز خند)
و همه پسرا داشتند بهش نگاه میکردند
یکی: یه عکس بگیریم خانوم یونگی
م•م: اهان ممنون که یادم انداختین
توجه توجه به همه عزیزان من مادر میرا هستم و میرا خودش گف بیام به همتون بگم امشب میخواهیم یک مهمونی برای شرکت بگیریم و کل مدرسه دعوتند و حتی اقای جئون جونکوک با پدرو مادر عزیزشان جزو مهمونا ویژع هستند ولی اقای جئون یه کوچولو باید تنبیه بشه
فلش بک به تو مهمونی
میدونین خماری درد داره هان 🤬🤭
دیدگاه ها (۲)

فلش بک به تو مهمومونی ویو میرا همه اومده بودند وای نه خدا من...

ومن برای این شب مهم مهمونی گرفتم که هرکی بزای خودش خوش، گذرو...

مدیر اومد و من جیغ زدم =چه خبر اینجا ها+_هیچی اقای مدیر مدیر...

ویو کوک تو مدرسه بودیم مثل همیشه دخترا بهوون نگاه میکزدنکه ی...

■به خاطر خودت ■ ادامه پارت ۱ ویو ا.ت ( علامتش+) اههه خوب منو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط