بزن دنیای وارونه که میرقصم برای تو

بزن دنیای وارونه که میرقصم برای تو
مگو دیوانه ام دیگر، شدم من هم تراز تو
بزن دنیا برقصم چونکه رقصاندی همه عمرم
دگر عادت شده کارم نشستن پای جازتو
فراری شد زتن روحم ، ندارد مامنی دیگر
به جزتندیس مغمومم که آنهم شد جهازتو
بزن دنیا بزن سازت چرا با من نمی سازی
شعورم ریشه خشکانده کنم تفسیر راز تو
دیدگاه ها (۷۶)

هیچ کس چون تو حریف لب خاموشم نیستجز صدای سخن عشق تو در گوشم ...

صبور و صاف و نورانی، شبیه ماه می مانیتو خورشیـــــدانه آغوش ...

همین که ماه را در صورتِ خود قاب کردینفهمیدم چه شد یک آن دلم ...

گاهی به یادت شاعرانه مست خواهم شدبر گردنِ شبهایِ بی تو دست خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط