مردی قصد خودکشی داشت.

مردی قصد خودکشی داشت.
.
.
.
.بالای سخره رفت.
.
طنابی به گردنش انداخت و ان را به صخره بست
.

..
.
.
.
.خود را اتش زده و پرت کرد.
.
.
.
.
.
.در همان حال به سر خود شلیک کرد.
.
.
.
. تیر به خطا رفت و طناب را قطع کرد!!.
..
.
.
مرد حلق اویز شده نجات پیدا کرده به داخل اب افتاد و اتش خاموش شد..
.
.
.خوردن اب دریا باعث شد تااستفراغ کرده و سم را دفع کند.
.
.
.
.
.ماهیگیری او را دید و او را به بیمارستان منتقل کرد.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
و در ان جا به علت نبود امکانات در گذشت!!؛؛
.
. پایان خخخخ
دیدگاه ها (۱)

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۱‌آنیا و دامیان هنوز...

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

پارت پنجاه‌وپنجم | پایان ایانجئون جونگ‌کوکصدای شلیک هنوز توی...

خانه کاغذی

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت دوازدهم: سقوط در اقیانوسِ تا...

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت16ویو کوکتاریکی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط