گویند جذامیان به نهار مشغول
گویند جذامیان به نهار مشغول
بودند و به حلاج تعارف کردند...!!
حلاج بر سر سفره آنها
نشست و چند لقمه
بر دهان برد...!
جذامیان گفتند:
دیگران بر سر سفره
ما نمی نشینند و از
ما می ترسند...
حلاج گفت آنها
روزه اند و برخاست..!!
پسین هنگام افطار
حلاج گفت:
خدایا روزه مرا قبول بفرما!!!
شاگردان گفتند:
استاد ما دیدیم که
روزه شکستی...
حلاج گفت:
ما مهمان خدا بودیم..
روزه شکستیم ولی
دل نشکستیم....
"آنجا که دلی بود
به میخانه نشستیم
آن توبه صد ساله به
پیمانه شکستیم....
از آتش دوزخ
نهراسیم که آن شب
ما توبه شکستیم ولی
دل نشکستیم"
مولانا...
بودند و به حلاج تعارف کردند...!!
حلاج بر سر سفره آنها
نشست و چند لقمه
بر دهان برد...!
جذامیان گفتند:
دیگران بر سر سفره
ما نمی نشینند و از
ما می ترسند...
حلاج گفت آنها
روزه اند و برخاست..!!
پسین هنگام افطار
حلاج گفت:
خدایا روزه مرا قبول بفرما!!!
شاگردان گفتند:
استاد ما دیدیم که
روزه شکستی...
حلاج گفت:
ما مهمان خدا بودیم..
روزه شکستیم ولی
دل نشکستیم....
"آنجا که دلی بود
به میخانه نشستیم
آن توبه صد ساله به
پیمانه شکستیم....
از آتش دوزخ
نهراسیم که آن شب
ما توبه شکستیم ولی
دل نشکستیم"
مولانا...
- ۳.۳k
- ۲۷ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط