صفای یادت مرا به حریمت فرا می خواند

صفای یادت مرا به حریمت فرا می خواند
زائر می شوم ...
آرامشی عمیق تنفس می کنم
برابر ضریحت روی فرش های صحن عتیق زانو می زنم
زلیخای دلم مجنون وار کبوتری می شود و قفس سینه را می‌گشاید و خودش را به گلدسته هایت می رساند...
آنقدر سرشار از شور و شعف می شوم که گویا به تمام مرادم رسیده ام ...

✍️سیده فاطمه کریمی

🔷🔸💠🔸🔷
دیدگاه ها (۲)

تا در خاطرمان می گنجد، جیره بگیر سفره موسی بن جعفر علیه السل...

#عاشقانه

ما همه غافل و تو حاضر ناپیداییروی ما گر چه سیاه است بیا مهدی...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌قیمت‌ِوصل‌ِتُــوڪنون‌دانستم ،ڪھ‌فَراوان‌طلبت‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط