باد در کشتزارها میدود

باد در کشتزارها می‌دود
گیسوانِ بید با باد می‌رقصد
من رویِ دامنه‌ها نشسته‌ام
و دست‌هایم ستونِ اندامم
و دامنم را باد می‌برد
و گیسوانم به دنبالِ باد می‌رود
من روی‌ِ دامنه‌ها نشسته‌ام
و با خودم فکر می‌کنم:
"چرا وقت‌هایی که باد این‌گونه زیبا وزیده است
من همیشه تنها بوده‌ام؟"
من رویِ دامنه‌ها نشسته‌ام
و به اندازه‌ی آن مُردادی که دلم را ترک کردو من بخاطرش مردم
دل‌تنگم..
دیدگاه ها (۲)

شوقِ دیدارِ تو را دارم که بیدارم هنوز ،ماهِ من! هر شب تو را ...

.. NHتو عاشق می شوی هر روز و حاشا می کنی هرشبو من با آتش عشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط