باد در کشتزارها میدود
باد در کشتزارها میدود
گیسوانِ بید با باد میرقصد
من رویِ دامنهها نشستهام
و دستهایم ستونِ اندامم
و دامنم را باد میبرد
و گیسوانم به دنبالِ باد میرود
من رویِ دامنهها نشستهام
و با خودم فکر میکنم:
"چرا وقتهایی که باد اینگونه زیبا وزیده است
من همیشه تنها بودهام؟"
من رویِ دامنهها نشستهام
و به اندازهی آن مُردادی که دلم را ترک کردو من بخاطرش مردم
دلتنگم..
گیسوانِ بید با باد میرقصد
من رویِ دامنهها نشستهام
و دستهایم ستونِ اندامم
و دامنم را باد میبرد
و گیسوانم به دنبالِ باد میرود
من رویِ دامنهها نشستهام
و با خودم فکر میکنم:
"چرا وقتهایی که باد اینگونه زیبا وزیده است
من همیشه تنها بودهام؟"
من رویِ دامنهها نشستهام
و به اندازهی آن مُردادی که دلم را ترک کردو من بخاطرش مردم
دلتنگم..
- ۱۷۵
- ۱۱ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط