آغوشش را که برایم باز کرد

آغوشش را که برایم باز کرد
درهم حل شدیم،
روح‌هایمان یکی شد
قلب‌هایمان یکی شد
دیگر جدا شدن ممکن نبود.
آغوشش را که برایم باز کرد
چشم‌هایم را بستم و
خود را غرق او کردم!
کاش
هرگز نجاتم نمیداد..
❣❣
دیدگاه ها (۱)

من به مادرت هم حسودى ام ميشودموهاى ژوليده اتصورتِ پُف كرده ا...

‏مطمئنم یه جایی بین تنهایی‌هاتشاید یه شبشاید فقط یه لحظهشاید...

مرا به حالِ خودم نه! به حالِ خودت،با خیالِ خودتتنهایم بگذار....

مگر نمی‌گویی که ،هر آدمی یک بار عاشق می‌شود؟پس چرا ،هر صبح ک...

تلخی عشق شیرین pt 8ات... من یک قدم میرفتم جلو اون میرفت عقب،...

Burned Wings galaxy

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط