آغوشش را که برایم باز کرد

آغوشش را که برایم باز کرد
درهم حل شدیم،
روح‌هایمان یکی شد
قلب‌هایمان یکی شد
دیگر جدا شدن ممکن نبود.
آغوشش را که برایم باز کرد
چشم‌هایم را بستم و
خود را غرق او کردم!
کاش
هرگز نجاتم نمیداد..
❣❣
دیدگاه ها (۱)

فیک شوگا پارت هفتم مافیای بیرحم دختر لجباز

کپشن مهمهه🎀🍒عروسک من😈🔞پارت چهل و یک +نه من قاتل نیستم خندید ...

عاشقانه های شبنم

پارت چهارم نماد مرگ

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰³بعد دستاشو روی پهلوهام گذاشت و منو ب...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

★彡   Part 68 彡★ منو محکم به خودش فشار داد و از شدت فشاری که ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁵ویو: اتتلفن خونه زنگ خورد.خدمتکا...

پسر بد (60)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط