.

.

پاییز..
زنی زخمیست..

دلتنگیش را میخورد..
و بغض هایش را میجود..
پاییز سردتر از خودش..
در اغوش میکشد درد هایش را..
درد لاعلاج..
پاییز بی برگی..
دیدگاه ها (۲)

-دستات چرا کبودن؟!+چیزی نیست،با دیوار دردودل کردم :

باز هم دست هایش را بلند کرد سپس نیز دو طرف گونه هایش قرار گذ...

شبی که همه چیز عوض شد(پارت ²)تهیونگ اول شوکه شد اما بعد چنگی...

#غیر_ممکنه_عاشقت_شم پارت: ⁹تهیونگ انگار حرف ات رو شنیده بود....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط