حًتٌـی وٌأنِتٌـ بًعٌیِدٍ ،عٌمً تٌـنِبًضًـ بًجّـسِـمًیِ مً

حًتٌـی وٌأنِتٌـ بًعٌیِدٍ ،عٌمً تٌـنِبًضًـ بًجّـسِـمًیِ مًتٌـلَ آلَوٌریِدٍ یآغُآیِبً عٌنِیِ أشُـتٌـقُتٌـلَکْ
دیدگاه ها (۶)

من از زندان نمیترسم...!!!نه از حبسش...نه ازمرگش...نه ازپاییز...

دنیای مجازی به ما آموخت:زن و مرد میتوانیم باهم مهربان باشیمح...

أخِـبًرهّـمً یِآقُلَبًیِ بً أنِکْ لَسِـتٌـ حًجّـر ، أخِـبًره...

همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشتآنچه در خواب نرفت چشم من و ...

أّنِگأر دٍوٌ نِفُـر دٍروٌنِمً هّـسِـتٌـنِدٍ؛ یکی مًیخِـوٌأّه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط