چه بی‌رحمانه تاریکم، خدایا نور می‌خواهم

چه بی‌رحمانه تاریکم، خدایا نور می‌خواهم
برای آسمانم، یک خیال دور می‌خواهم
بدون تو، تماشایی ندارد زندگی دیگر
که بی تو زندگی را من درون گور می‌خواهم
تو گفتی که نمی‌بینی؟ به درد تو نخواهم خورد
من اما عاشقی را با دو چشم کور می‌خواهم
کم آوردم همیشه روبه‌رویت، ضعف هم دارد
برای نقطه‌ی ضعفم دلی مغرور می‌خواهم
دلت از کی سیاه و سخت و سنگی شد نمی‌دانم
من آن دل را که می‌زد هی برایم شور می‌خواهم
تو را با اینکه بی‌مهری، تو را با اینکه خاموشی
تو را بیش از همه عالم، تو را بدجور می‌خواهم
دیدگاه ها (۱۱)

پس از باران تماشا بر گل بادام می چسبد دهی دستت به دست من شوی...

گفتم که لیلی می‌شوم، صدبار بدترگفتی که مجنون می‌شوم، این‌هم ...

‌تو را برای خودت خواستن گناه من است منم که کشته عشقم خدا گوا...

ای فــدای تــو و آن نــاز نــگــاهت گــل مــن جــان بــه قــ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 تو را می خواهم و دانم که هرگز به کام ...

عکس تئودور ونگوگ برادر و حامی ونسان ونگوگ

استاد کرمی در کلاس صبح امروز۱۰ خرداد ۱۴۰۵:تمام هدفم؛ علم و ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط