‌‌

‌‌
اسیر بوسہ اے هستم
ڪه از رویت طلب دارم

تمام بوسہ هایم را
نبوسیده به لب دارم

طبیبے ناخوش احوالم
حبیبم گشتہ بیمارم

به شوق عافیت
عمرے در این وادے مطب دارم
‌‌
دیدگاه ها (۱)

چہ دنیاےِ غَریبے دارے اے دلچہ اندوهِ عَجیبے دارے اےدل ...

گویند چرا تو دل بدیشان دادیولله، که من ندادم ایشان بردند!...

ازعقاب پرسیدندآیا ترس برزمین افتادن نداری؟عقاب گفتمن انسان ن...

جای پول ها راعوض نمی‌کرد!همانطور که رسم مهربانی اش هیچگاه عو...

عاشقانه های شبنم

؛ مردم شیراز در محدوده خیابان‌های مینو و شهید دوران حماسه آف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط