شروع تابستانی،پاینا زمستانی

شروع تابستانی،پاینا زمستانی
میا‌ ویو
صبح بیدارشدم دست و صورتم رو شستم رفتم پایین دیدم بابا بیدارشده
میا‌.اهم اهم صبح بخیر بابا
تهیونگ.صبح بخیر دخترم
میا.بابا یادته گفتم یه پسره هست اسمش جیمین هست
تهیونگ.چیشده دخترم اذیتت می‌کنه بزنم بکشمش
میا‌.نه اذیتم نمی کنه فقط هی میره رو اعصابم
یونگی.بزنم مرتیکه رو بکشم
میا‌.لازم شد خودم میکشمش
رفتم مدرسه دیدم اون پسره جونگ کوک داره دوباره دور و بر سولا میچرخه
میا.تو و جیمین مثل این که ول کن ما نیستید نه
استاد اومد تو کلاس
استاد.خب بچه ها از امروز تابستونتون شروع میشه
میا.سولا بیا بریم خونه
داشتیم می‌رفتیم که یه ماشین جلومون وایساد
جیمین و جونگ کوک ازش پیاده شدن
جیمین.خب خانم های خوشگل باید با ما بیاید
کوک.بادیگارد ون رو بیار
سولا.من بمیرمم با شما هیچ جا نمیام
که دو تا مرد اومدن مارو انداختن تو ون جلومونم دقیقا جیمین و کوک نشستن
میا.خب که چی مارو گرفتین برا چی
جیمین.ما هر کاری بخوابم می کنیم چون مافیاییم
سولا.منظورت چیه
نیا.با ما چیکار دارید
جیمین..............................ُُُُٓ
دیدگاه ها (۱)

شروع تابستانی،پایان زمستانیویو میاامروز صبح از خواب پاشدم رف...

فیک درخواستیاسم.شروع تابستانی،پایان زمستانیتوضیحاتکیم تهیونگ...

Forced love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط