بغض خود را بشکن و بی هر بهانه گریه کن

بغض خود را بشکن و بی هر بهانه گریه کن
شرم را گاهی رها کن! عاشقانه گریه کن!

خوب می دانم دلت از دست خیلی ها پر است
پس خروشان شو! شبیه رودخانه گریه کن

هرچه را در سینه ات سنگین شده آزاد کن
من خودم سنگ صبورت! بی کرانه گریه کن

گریه گاهت هستم و در شکل های مختلف
می کشم ناز تو را! پس نازدانه گریه کن

اشک بعد از هر خرابی مژده ی آبادی است
تا دلت لبریز باشد از جوانه گریه کن

رشته کوهی از هزاران شانه هستم پیش تو
این منِ مشتاق را شانه به شانه گریه کن

با نوازش های من آرام خواهی شد! بیا
شعر می خوانم تو هم در این میانه گریه کن
دیدگاه ها (۲۴)

تمام امروز را گریه کردمدلتنگ بودمبرای همه کس،همه چیزبرای داش...

ﺧﺎﻧﻪ ﺑـﻪ ﺧﺎﻧﻪ، ﺩَﺭ ﺑـﻪ ﺩَﺭ، ﺩَﺭ ﭘـﯽ ﺗـﻮ ﺩﻭﯾﺪﻩ ﺍﻡﺷﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺷﺎﻧﻪ...

کـاش می دانستیآرامَم مےڪُنَد بودَنِتآرامَم مے کـُنَد دیدَنِت...

دیگرنگران من نشو...همه چیزرایادگرفتم...یادگرفتم چگونه باتوبا...

# فصل دوم: در میانه‌ی طوفانسکوت بعد از اعتراف سینا، سکوتی نب...

تکاپو پارت 36= در میان آسمان تیره

ماشین جلوی ورودی ساختمان ایستاد. جونگ‌کوک که نگران وضعیت روا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط