هزار دیده به روی تو ناظرند و تو خود

هزار دیده به روی تو ناظرند و تو خود
نظر به روی کسی بر نمی‌کنی از ناز

👤 حافظ
دیدگاه ها (۱)

چون به نوروز کند پیرهن از سبزه و گلآن نگارین همه رنگ و همه ب...

در مجلس ما عطر میامیز که ما راهر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشا...

با صد هزار زخم زبان زنده ام هنوزگردون گمان نداشت به این سخت ...

تا در دل منعشق تو اندوخته شدجز عشق توهر چه داشتم، سوخته شد.....

آفریدند تو را تا که گره باز کنیپدرت هی بخرد ناز و تو هم ناز ...

من اگر دل بدهم دل نشکستن بلدی ..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط