رئیسبیمارستان

#رئیس_بیمارستان 🩺📵😱
#parT_5

دندوناش و به هم سابید سمتم اومد
میدونستم رنگ به چهره ندارم
رنگم پریده بود

بچه هلاک شده بود انقد گریه کرده بود
ولی وقتش نبود

وای
کاش یکی بچه رو میبرد
میترسیدم
میترسیدم از اینکه بلایی سرش بیاره

آخرین بار میخواست بکشه بچمو
بچه ای که به نطفه بود تو شکمم

صداش خش داشت
خیلی .‌.

- بلاخره پیدات کردم!

بغض کرده لبم و کشیدم تو دهنم
سرم و انداختم پایین

کنارم وایساد
فکمو گرفت و سرم و آورد بالا

+ پیدات کردم آشوب!

تک خنده ای کرد
+ پیدات کردم ، کجا تو بیمارستان خودم ، جلوی بیمارستان خودم

هیچی نمی گفتم
فقط اشک‌ میریختم

عربده کشید دوباره :
+ پیدات کردم طوری که داشتی میمردی ، داشتی جون میدادی از درد زایمان و پول برای هزینه بیمارستان نداشتی پیدات کردم ، مثل یه گدا شده بودی پیدا کردم ، زن من این‌شکلی؟

فکمو محکم فشار داد

آخ از دهنم بیرون پرید
•┈┈┅┅┅┅┈┈•
@Reeismi 🪴✨
دیدگاه ها (۰)

ببین باهمه فرق داری زیاد ندیدم مثل تو انقدر زیبا ❤❤❤زیبای که...

بریممم زیباییی ببنیمممم🎀مگه میشه یه ادم انقدر زیبا باشههه✨🤭ف...

#رئیس_بیمارستان 🩺📵😱#parT_4برگشت سمتم قلبم محکم میزدنه ، فقط ...

#رئیس_بیمارستان 🩺📵😱#parT_3صدای باز شدن در اومد ولی من حواسم ...

#رئیس_بیمارستان 🩺📵😱#parT_6غرید + آخ نگو‌ ، نرو رو مخ من نرو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط