ایکه با لهجه ی چشمت آشنایم کرده ای

ایکه با لهجه ی چشمت آشنایم کرده ای
بین صد عاشق و مجنون تو صدایم کرده ای
تو پرستوی خیالم را ز بامت پر مده
ایکه با چشمان شهلایت شکارم کرده ای
رنگ دیوار دلم آبی دریایی شده ای نازنین
ایکه با خواندن شعرم هوایم کرده ای
راه دور است ولی قلب مهر دور از دیار
ایکه در صومعه ی عشق با خدایم کرده ای
دیدگاه ها (۳)

شب عشق و شب مستی یار استشب وصل و شب دوستی یار اس...

بی تو در آغوش شعر خوابم نبردبی تو در سیلاب اشک آب...

سربه زانو ها نزار ای بهتر از شب ماه منسرگذار این سینه ی پر د...

نیت توبه کردم و بوسه ای توبه را شکست گر بکُنم توبه ی م...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط