گاه است که وقایع آنقدر بر انسان فشار می آورد که قید همه چ

گاه است که وقایع آنقدر بر انسان فشار می آورد که قید همه چیز را می زند
قید دوستی ، رفاقت
قید هرآنچه را که مدتها برایش صبر کرده و زحمت کشیده و خون دل ها خورده است
در آن موقع است که مرد دیگر دود کارسازش نیست و ناخودآگاه اشک در چشمانش جمع میشود و وای اگر که هوا نیز همراهی کند ، آن دم است که صدای هق هق اش عرش آسمان خدارا حتی میلرزاند ...
وای از آن روز
وای از آن لحظه
وای از آن دردهایی که پشت مرد را خم کرده
این مواقع خواب دیگر جواب گوی رفع خستگی نیست
باید مرد ...
دیدگاه ها (۴)

دختری از پسری پرسید؟من خوشگلم.؛گفت,نه.گفت اگه بمیرم گریه میک...

قدیم شتر با بارش گم میشد الان هواپیما با مسافرش!!!!!!!!! اصن...

كاش میشد : بچگی را زنده كرد! كودكی شد، كودكانه گریه كرد! شعر...

دقت کردین که توی فرهنگ ما تا شیش صبح بیدار موندنخیلی راحت تر...

A friend of a loneliest time P1 با طلوع خورشید پسرک برای لحظ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت ۴۰ — «آخرین فرصت»صبح روز سوم، یورا دیگر شبیه چند روز قب...

کابوی احمق:۲

تکاپو پارت ۹۸:دروغگوی بد... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍چند دقیقه بعد...پزشک آ...

چند پارتی جونگ کوک

گاه است که وقایع آنقدر بر انسان فشار می آورد که قید همه چیز ...

ادامه داستان رنگ هارنگ هایی که دیگر در کالبدی حبس نیستنداثری...

تارهای مو مانند خطوط ظریف مینیاتور روی صورتش شلاق می‌زنند، ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط