𝑷𝒍𝒂𝒚𝒊𝒏𝒈 𝑺𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 𝒊𝒏 𝑺𝒆𝒐𝒖𝒍 𝒂𝒏𝒅 𝑫𝒊𝒔𝒄𝒐𝒗𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒆 𝑻𝒓𝒖𝒕𝒉
𝑷𝒍𝒂𝒚𝒊𝒏𝒈 𝑺𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 𝒊𝒏 𝑺𝒆𝒐𝒖𝒍 𝒂𝒏𝒅 𝑫𝒊𝒔𝒄𝒐𝒗𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒆 𝑻𝒓𝒖𝒕𝒉
part 6
ویو یوجونگ
صدای بم گونه ای به گوشم رسید که گفت کسی اینجاست ما کی هستیم، چاقو مو درآوردم رفتم جلو تر دیدم دوتا پسر وایستادن دارن چیزی بهم میگن که یکم دیگه دقت کردم دیدم تهیونگ و کراشم جونگکوک اینجاست! وای من دارم چی میگم یوجونگ خودتو جمع کن تو که اینجوری نبودی اه
یوجونگ: بهبه کجا با این عجله میبینم مهمون داریم!
تهیونگ: آخ شمایین ترسیدم یک لحظه فکر کردم جنی چیزیه
یوجونگ سری به تاسف تکون داد گفت
یوجونگ: شما چرا اینجایین داشتین ما رو تعقیب میکردین؟؟
جونگکوک: نه نه م ما داشتیم قدم میزدیم که خیلی اتفاقی شمارو دیدیم اومدیم دنبالتون ببینمتون(لبخند ضایع)
یوجونگ: اها خب الان که دیدین پس برین دیگه خطرناکه(😑 مشکوک)
جونگکوک: باشه پس ما میریم شماهم زیاد اینجا نمونین خطرناکه
یوجونگ: لازم نیست نگرانمون باشید؛ فعلا!
پنج دقیقه بعد از رفتن تهیونگ جونگکوک
هیرا: یوجونگ اونجا رو نگاه کن یک در هست
یوجونگ: آفرین هیرا اونقدرا هم کم هوش نیستی
هیرا: هی خیلی بدی!
یوجونگ: تازه فهمیدی؟
هیرا: خب اینجا باید یک نشونه ای علامتی چیزی داشته باشه تا بتونیم در این راه مخفی رو باز کنیم
یوجونگ:.......
هیرا: هـی با توام
یوجونگ: ای بابا میزاری کارمو بکنم یانه!
هیرا: باشه باشه
ویوهیرا: نمیدونم یوجونگ داشت چیکار میکرد که یک دفعه در باز شد
هیرا: واییی چطوری بازش کردی؟
یوجونگ: اونش به تو ربطی نداره فضول
هیرا: ایش ، چقدر تاریکه
هیرا: اونجا چیه داره برق میزنه؟
یوجونگ:اون.........
شرایط پارت بعد ۷ بازنشر ۲۰ کامنت ( نظرهاتونو بگین) ۲۵ لایک
به جون خودم اینبار شرطا رو نرسونید حمایت نکنید از سومی کوچولوم منم قهر میکنم
part 6
ویو یوجونگ
صدای بم گونه ای به گوشم رسید که گفت کسی اینجاست ما کی هستیم، چاقو مو درآوردم رفتم جلو تر دیدم دوتا پسر وایستادن دارن چیزی بهم میگن که یکم دیگه دقت کردم دیدم تهیونگ و کراشم جونگکوک اینجاست! وای من دارم چی میگم یوجونگ خودتو جمع کن تو که اینجوری نبودی اه
یوجونگ: بهبه کجا با این عجله میبینم مهمون داریم!
تهیونگ: آخ شمایین ترسیدم یک لحظه فکر کردم جنی چیزیه
یوجونگ سری به تاسف تکون داد گفت
یوجونگ: شما چرا اینجایین داشتین ما رو تعقیب میکردین؟؟
جونگکوک: نه نه م ما داشتیم قدم میزدیم که خیلی اتفاقی شمارو دیدیم اومدیم دنبالتون ببینمتون(لبخند ضایع)
یوجونگ: اها خب الان که دیدین پس برین دیگه خطرناکه(😑 مشکوک)
جونگکوک: باشه پس ما میریم شماهم زیاد اینجا نمونین خطرناکه
یوجونگ: لازم نیست نگرانمون باشید؛ فعلا!
پنج دقیقه بعد از رفتن تهیونگ جونگکوک
هیرا: یوجونگ اونجا رو نگاه کن یک در هست
یوجونگ: آفرین هیرا اونقدرا هم کم هوش نیستی
هیرا: هی خیلی بدی!
یوجونگ: تازه فهمیدی؟
هیرا: خب اینجا باید یک نشونه ای علامتی چیزی داشته باشه تا بتونیم در این راه مخفی رو باز کنیم
یوجونگ:.......
هیرا: هـی با توام
یوجونگ: ای بابا میزاری کارمو بکنم یانه!
هیرا: باشه باشه
ویوهیرا: نمیدونم یوجونگ داشت چیکار میکرد که یک دفعه در باز شد
هیرا: واییی چطوری بازش کردی؟
یوجونگ: اونش به تو ربطی نداره فضول
هیرا: ایش ، چقدر تاریکه
هیرا: اونجا چیه داره برق میزنه؟
یوجونگ:اون.........
شرایط پارت بعد ۷ بازنشر ۲۰ کامنت ( نظرهاتونو بگین) ۲۵ لایک
به جون خودم اینبار شرطا رو نرسونید حمایت نکنید از سومی کوچولوم منم قهر میکنم
- ۲.۵k
- ۰۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط