حکایت طالب روزی حلال بی کسب ورنج

حکایت طالب روزی حلال بی کسب ورنج
یادم امد ان حکایت کان فقیر
روز وشب میکرد افغان ونفیر
دز خدا می خواست روزی حلال
بی شکار ورنج وکسب انتقال ..مثنوی معنوی دفتر سوم
دیدگاه ها (۱)

یه جوراییادم یهویی هوس میکنهیه چیزی داشته باشهکه دیگران ارزو...

هدیه من به تو

good luck You can triumph and come to skill,You can be great...

Do you think dreams come trueNot in the beliefs?ahmad

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :خداوند توفیق و اجرتان ...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵²اما در یک لحظه...م...

در جست و جوی رستگاریپارت چهارمهعب سعی کردم چیزای رو ک نوشتم ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁵⁰طی چند روز بعد...وضعیت ت...

فیک : بین راندها

پارت ۸Iz:یعنی من همین یه شب و مواظب اینا باشم تا بفهمین با...

🔴 خانم مهاجرانی سخنگوی دولت: مسافرت‌ها افزایش پیدا کرده، وضع...

👈👈👈👈دوقلوهای افسانه ی خطرناک👉👉👉👉🔴 خانم مهاجرانی سخنگوی دولت:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط