بسیار در دل آمد از اندیشه‌ها و رفت

بسیار در دل آمد از اندیشه‌ها و رفت
نقشی که آن نمی‌رود از دل،نشانِ توست
-سعدی
دیدگاه ها (۲)

قبلاً می‌توانستم دختری بی‌فکر و بی‌خیال و آسوده باشم؛ چون چی...

در مدرسه حتی تو نرفتی ز خیالش استاد از او هندسه پرسید، غزل گ...

زندگی "عشق" نهفته‌ است به اندیشه‌ی تو...

در قلبم راه نرو درد می‌کشم #نزار_قبانی

گر ما مقصریم تو بسیار رحمتیعذری که می‌رود به امید وفای توست#...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

صبر کن که برآید به کامِ دل آن آرزو که در دلِ امیدوارِ توست.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط