ویو آت
ویو آت
رفتم سمتش که دستشو بالا برد منتظر سیلی بودم که نوازش وار رو صورتم کشید
-دختر خوب من...سعی کن مطیع باشی تا باهات مثل بقیه باشم
دستش سرد بود و اصلا حس خوبی نداشتم دستشو پس زدم
+ یه روزی از دستت فرار میکنم ارباب جئون
- منظورت روز قیامته؟خب باید بگم قیامتم بشه آسمون به زمین بیاد تو تا وقتی زنده ای برده و اسیر من میمونی
بال هامو تکون دادم تا پرواز کنم اما بال راستم تکون نمیخورد
+ میشه به دکتر بگی بیاد بالمو درمان کنه
-نه
+ لطفا
-هرچی تشنه نگهت میدارم خوب تر میشی... حتی ممکنه بال هاتو قطع کنم که مطیع تر بشی هوم؟
+ ن..نه
دستشو گذاشت رو سرم
-نترس...شوخی کردم،میتونی بری
+ نمیگفتیم میرفتم
از ترس شکنجه تعظیم کردم و در اومدم من واقعا از شکنجه میترسم اما به روی خودم نمیارم جیمین و دیدم رفتم سمتش
+سلام ارباب
=سلام ا.ت حالت بهتره؟
اره فقط بال راستم...
=به دکتر میگم بیاد
یه علف (به پری های بال دار میگن علف)
دیگه اومد سمت جیمین
√ا..ارباب
=جان
√دستم درد میکنه من از ساعت ۴ صبح دارم کار میکنم و ارباب گفتن تا ساعت ۷ عصر بدون استراحت عمارت و تمیز کنم خسته شدم توروخدا یکم استراحت کنم(گریه)
جیمین حالت صورتش ناراحت شد و دست پری رو گرفت و ماساژ داد و بغلش کرد
=مرسی که انقدر زحمت میکشی...برو استراحت کن
کاش منم بغل میکرد پری از بغلش در اومد و تعظیم کرد
√ارباب ممنونم
رفتم سمتش که دستشو بالا برد منتظر سیلی بودم که نوازش وار رو صورتم کشید
-دختر خوب من...سعی کن مطیع باشی تا باهات مثل بقیه باشم
دستش سرد بود و اصلا حس خوبی نداشتم دستشو پس زدم
+ یه روزی از دستت فرار میکنم ارباب جئون
- منظورت روز قیامته؟خب باید بگم قیامتم بشه آسمون به زمین بیاد تو تا وقتی زنده ای برده و اسیر من میمونی
بال هامو تکون دادم تا پرواز کنم اما بال راستم تکون نمیخورد
+ میشه به دکتر بگی بیاد بالمو درمان کنه
-نه
+ لطفا
-هرچی تشنه نگهت میدارم خوب تر میشی... حتی ممکنه بال هاتو قطع کنم که مطیع تر بشی هوم؟
+ ن..نه
دستشو گذاشت رو سرم
-نترس...شوخی کردم،میتونی بری
+ نمیگفتیم میرفتم
از ترس شکنجه تعظیم کردم و در اومدم من واقعا از شکنجه میترسم اما به روی خودم نمیارم جیمین و دیدم رفتم سمتش
+سلام ارباب
=سلام ا.ت حالت بهتره؟
اره فقط بال راستم...
=به دکتر میگم بیاد
یه علف (به پری های بال دار میگن علف)
دیگه اومد سمت جیمین
√ا..ارباب
=جان
√دستم درد میکنه من از ساعت ۴ صبح دارم کار میکنم و ارباب گفتن تا ساعت ۷ عصر بدون استراحت عمارت و تمیز کنم خسته شدم توروخدا یکم استراحت کنم(گریه)
جیمین حالت صورتش ناراحت شد و دست پری رو گرفت و ماساژ داد و بغلش کرد
=مرسی که انقدر زحمت میکشی...برو استراحت کن
کاش منم بغل میکرد پری از بغلش در اومد و تعظیم کرد
√ارباب ممنونم
- ۲.۵k
- ۰۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط