هر کس زخمهای دستم را دید پرسید:چرا با خود چنین کردی؟

هر کس زخمهای دستم را دید پرسید:چرا با خود چنین کردی؟
اما هیچکس زخمهای دلم را ندید تا بگوید:چرا با تو چنین کردند.....
دیدگاه ها (۲)

فالِ قهوه ام ،پُر از آرزوهایی ستکه من ،غمِ نداشتنشان را داغ ...

"بـا تـو بـودن را تـصـویـر کـردم...بـی تـو بـودن را، تـجـربـ...

میدونی بعضی شبا دیگهنه خاطره ...نه بغـض ...نه اشک ...هیچ کدو...

سی سالگی به بعد ،که عاشق شوی ،دیگر اسمش را نمینویسی کفِ دستت...

ولی هیچکس چشماش مثل تو قشنگ نیست هیچکس مثل تو نمیتونه انقدر...

یا اباعبداللهتو گردن گرفتی من خسته روتو وا کردی قفلای در بست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط