جیمین رفت روی صندلی نشسته و مشروب رو خورد

جیمین رفت روی صندلی نشسته و مشروب رو خورد
ات: من همه حرف هاتو شنیدم و از قصد نبود من تورو درک میکنم من هم مثل تو هستم تو بابا باباتی من هم با مامانم تو آدم بد نیستی درونت یک آدم شاد هست
جیمین: برو بیرون
ات: تو به نیاز دردودل هستی
جیمین: گفتم بیرون
ات: تو اصلا
جیمین: بیرون (داد)
ات هم رفت بغل جیمین که بهش آرامش بده و روحیش خوب کنه و وقتی رفت بغلش جیمین تعجب کرد
و ات ازش جدا شود
ات: این روز برای آرامش و روحیت خوبه
و ازین جا رفت
جیمین هنوز توی شک بود که گفت : ح این دختر دیونس صبح اذیتش کردم الان اینجا من بغل کرد
ات رفت پیش دوستاش که همه داشتن با هم میرقصیدن و ات هم باهاشون رقصیدن
ساعت ۳ بود که جیمین رفت پیش اعضا که یونا دید که داره میرقصه و دوهی هم به یونا مجبور کرد مسته کنه و الان یونا رو مست دیده و با عصبانیت رقت پیشه یونا
یونا : ای ولم کن
یونا: هووو با توهم
و جیمین اون رو برد بیرون و با عربده و داد بهش میگفت
یونا: ایی دستم احمق مگه گاوی
جیمین : مگه من بهت نگفتم که حق نداری بری بار هاااااا تو چطوری جرعت کردی مست بشی کی بهت گفت که بیار بار ها ( عربده با داد)
یونا: گریه میکرد مگه من هق حق ندارم چرا تو داری من ندارم
جیمین: چون من پسرم چرا این نمیفهمی ها
یونا : من دوست دارم مثل بقیه دخترا باشم اونا هر کاری که میخوان انجام میدن چرا من نه ها( داد)
که جیمین یک سیلی بهش زد که یونا افتاد
جیمین : گمشو توی ماشین برو که یک کاری نکردم گمشو ( آخرش با داد گفت)
یونا با گریه رفت
و جیمین هم رفت پیش اعضا و گفت : بچه ها بیاین بریم
کوک: اح داداش بزار خوش باشیم(مست)
جیمین : گفتم بلند شین همین الان
ته : داداش تازه داشتیم خوش میکردیم
شوگا و جیهوپ داشتن با دخترا می+بو*س ید
شوگا: داداش تو مگه دختر پیدا نکردی
جیهوپ :داداش نیم گمشوده پیدا نکردی
جیمین: خفه شین بیاین برین
جین و نامجون به دخترا لمس میزدن
جین: بیخیال بیا اینجا بشین
نامجون : راست میگه اخ دلت میاد این دخترا بزاری و بری
و اعضا دست جیمین رو گرفتن و گذاشتن رو مبل و یکی از دخترا بهش دست می‌زد
جیمن: میگم بلند بشین همین الان ( عربده و دختر هم هول داده ) که همه از شدته عصبانی جیمین رو بفمیدن و رو روی خودشون نیوردن
کوک: اوووووف داداشتم خوش میگذرنشتیم
ته : اه انگار زنش فهمیده میخواد فردا طلاق بگیره
دیدگاه ها (۲)

چرا حرف منو باور نمیکنی

چرا حرف منو باور نمیکنی

💢💢مهم💢💢اصکی به شدت اجباری💢💢💢💢آرمی دیدی هیترا دارن چ گوهی می‌...

وقتی اینو دیدم ناراحت شودم اخ من غیر جیمین کی رو دارم

پارت ۵۹ جیمین: میخوای لباسمو در بیارم باهم لخت تو بغل هم بخو...

shot 1ویو جیا سلام من جیا هستم سیزده سالمه و با هفتا برادرام...

رمان جیمین ( خیانت) پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط