بیستون هیچ، دماوند اگر سد بشود

بیستون هیچ، دماوند اگر سد بشود

چشم تو قسمت من بوده و باید بشود

 

زده ام زیر غزل؛ حال و هوایم ابریست

هیچ کس مانع این بغض نباید بشود

 

بی گلایل به در خانه تان آمده ام

نکند در نظر اهل محل بد بشود؟

 

تف به این مرگ که پیشانی ما را خط زد

ناگهان آمده تا اسم تو ابجد بشود

 

ناگهان آمد و زد، آمد و کشت ،آمد و برد

او فقط آمده بود از دل ما رد بشود

 

تیشه برداشته ام ریشه ی خود را بزنم

شاید افسانه ی من نیز زبانزد بشود

 

باز هم تیغ و رگ و... مرگ برم داشته است

خون من ضامن دیدار تو شاید بشود...

 

حامد بهاروند
دیدگاه ها (۱)

سلام ، صبح همگی بخیر دوستان عزیز ...

گیرم که مضطرب شده ای، غم گرفته‌ایدست مرا چه خوب ، که محکم گر...

یا ما نمی فهمیم یا این ها نمی فهمنددیوانه ها چیزی از این دنی...

بااینکه از سرتاسر این شهر بیزارمشادم که در ویرانه قلبم تو را...

پارت ۷J:"چه خبر با زندانیا نگهبان؟"N:"به شدت سگی داره پیش می...

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

پارت ۳۳به گفته ی ناروتو، از وقتی که با ساسکه وارد رابطه شد ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط