به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد به من گفت نر

به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد به من گفت نرو که بن بسته گوش نکردم ورفتم وقتی به سر کوچه رسیدم پیر شده بود!!!
دیدگاه ها (۳۵)

سخن بی تو مگر جای شنیدن دارد؟نفس بی تو کجا نای دمیدن دارد؟عل...

🚫 قضاوت ممنوع 🚫

عشق منه این

Girls fall in love by what they hear guys fall in love by wh...

بن سلمان ۲۰۱۸ می‌گفت ایران حتی جزو قدرت‌های منطقه‌ای هم نیست...

شخصی را ابراهیم اشتر پیش مختار آورد بنام هانی بن بعیث،مختار ...

وقتی همه خوابند، من با خاطراتت حرف می‌زنم،شاید تو هنوز آن‌طر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط