Be mine

🖤♡Be mine!♡🖤
PART; 5

اون ..
عقب عقب می رفتم و اون از در گاه در اومد جلو
بغض توی گلوم داشت خفم می کرد .
کوک :کجا بودی تو !؟
دل‌گون:ک کوک .
کوک :نگفتی بری میمیرم !
دل‌گون:....
سکوت کردم اشکام سرازیر شده بودن .
بدنم می لرزید که خوردم به دیوار .
قدم هاش آروم بود .
کوک :توی یک ۲ سال کجا بودی توهوم ؟ نگفتی این روانی میمیره بدون درمانش !
دل‌گون:خودت منو انداختی دور عوضی (داد و گریه .
کوک :تو چرا رفتییییی (داد .
نفس نفس میزدم دیگه بهم رسیده بود .
قشنگ یه بند انگشت جلوم بود .
جوراب سفیدم جلوی پوتین های بزرگ مردو نش منو یاد اولین دیدار مون مینداخت !
ولی الان چه فایده ای داره !
فقط مرگ میتونه آرومم کنه !
دادش تنمو لرزوند ولی مهم نبود .
دستش و بغل گوشم گزاشت و روی صورتم که خیس بود خم شد لباش دقیقا نزدیک لبام بود
اگر حرف می‌زد بهم می خورد ولی با حرفایی که زد بدنم شل شد .
کوک :چندتا آدم باید برات بکشم هوم که بفهمی دارم میمیرم از دوریت !نیاز دارم درمانم بر گرده پیشم .
لباش بهم خورد گرم بود هنوز مثل قبل به چشماش که منتظر نگاهم بود توجهی نکردم .
باید فرار می کردم .
نفس عمیقی کشیدم که سرش و داخل گردنم کرد .
گفت :
دیدگاه ها (۵)

🖤♡Be mine!♡🖤PART ; 6کوک : بر گرد فرشته لطفا بر گرد پیش این ...

داستانی کوتاه!

وایبی که اون بهم میده از تهیونگ https://wisgoon.com/vanxia

🖤♡Be mine!♡🖤PART; 4یه هفته هست که دینا پیشمه موهام و درست می...

آلفا خوشتیپ من پارت پنجم ویو کوکصبح از خواب بیدار شدم دیدم ت...

جنبه نداری نخونویو ا.تجونگکوک تو چند ثانیه پرتم کرد رو تخت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط