کومیکو:چرا این کار رو کردی ؟...این کار..

کومیکو:چرا این کار رو کردی ؟...این کار..
تانوس:*حرف کومیکو رو قطع میکنه*کار زوج ها هست .میدونم .ولی ما هم قراره یک زوج بشیم ...یک زوج شکست ناپذیر ..
کومیکو:*کمی اشک میریزه*نمیخوام .من هنوز بچه هستم .نمیخوام اینطوری زندگیم رو شروع کنم ...
تانوس:*حالتش نرم میشه و اشک های کومیکو رو پاک میکنه*نگران نباش .مجبور نیستیم الان انجامش بدیم .ما میتونیم صبر کنیم ..و من نمیذارم کسی بهت نزدیک بشه .
کومیکو:*اروم میشه*اخه ..میترسم یک دفعه نظرت عوض بشه  ترکم کنی ..و بهدش دیگه نتونم با کس دیگه ای باشم ..
تانوس:اگه اینکار رو کردم ،امروز رو یاداوری کن .مطمئن باش راه حل دارم .
کومیکو:اگه نشد چی ؟
تانوس:معلومه ...دختر جدیده رو بکش .عواقبش‌ با من .
کومیکو:باشه ..
*کارمند همه رو برای بازی صدا میزنه*
کومیکو:قراره بمیرم؟
تانوس:نه .فقط کنارم باش .نمیذارم کسی بهت اسیب بزنه.
کومیکو:باشه
کارمند:*داد زدن*بازی اول چراغ سبز چراغ قرمز هست .وقتی عروسک اهنگ رو میخونه و چراغ سبز هست ،باید با تمام سرعت به سمت خط پایان برین .اما وقتی اهنگ قطع میشه و چراغ قرمز میشه ،باید بی حرکت باشین .حتی یک حرکت کوچیک هم شما رو حذف میکنه .فهمیدین ؟
*همه باهم میگن بله .اما کومیکو با ترس و لرز جواب میده*
تانوس:چی شده ؟این که اسون هست .فقط نباید حرکت کنی .
کومیکو:برای تو اره .اما برای من نه.من بیشتر از ۱۰ ثانیه نمیتونم بی حرکت باشم .بعدش بدنم شروع به لرزیدن میکنه .مطمئنم که میبازم
*همه وارد محوطه ی بازی میشن و۴۵۶ حرف میزنه*
۴۵۶:اصلا کسی نگران نباشه .ما اینطوری پیش میریم .افراد قد بلند جلو تر میرن و بقیه به ترتیب قد پشت سرشون صف میبندن .اگه نفر اول حرکت نکنه ،بقیه دیده نمیشن ‌و پشت سری ها به راحتی میتونن حرکت کنن.اولویت عقب بودن با کسایی که بیماری های خاص دارن هست .همه فهمیدین ؟
تانوس:دیدی کومیکو ؟حالا میتونی حرکت کنی .
کومیکو:اما ،من قدم بلند هست .باید جلو وایستم ...ممکنه حرکت کنم..
تانوس:دیدی که گفت اولویت عقب بودن با کسایی هست که بیماری خاص دارن .پس تو هم توی اولویت هست .
کومیکو :پس من پشت تو صف میبندم
*عروسک چراغ سبز رو نشون میده و همه شروع به دویدن میکنن.وقتی چراغ قرمز میشه ،کومیکو پشت سر تانوس می ایسته. تانوس قبل از چراغ قرمز ،دستش رو پشت سرش برد تا اگه کومیکو  غش کرد،اون رو بگیره .کومیکو هم به ناچار دست تانوس رو گرفت(کومیکو از خداش هست که تانوس دستش رو بگیره)*
تانوس :دستم رو بگیر .میخوام متوجه بشم که چه اتفاقی برات می افته..
کومیکو:باشه .(نکته :اینجا تانوس نفر اول صف هست .اما چون دستش رو جلوی دهنش گرفته ،کسی متوجه حرف زدنش نمیشه و کومیکو هم چون پشت تانوس هست ،کلا دیده نمیشه)
*ناگهان بازی متوقف میشه*
🐱چطور بود ؟🐱
دیدگاه ها (۶)

هار هار هار بعدیشوم ساختوم

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوتا اوکوتسو)وقتی با هم راه می‌ر...

حق حق وایخیلی رو مخه این قضیههمن خودم خیلی چیزا رو بعدا دیدم...

سناریو کازتورا پارت اخر

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۷✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

زندگی جدید فصل2نویسنده الان یک هفته از اون اتیش سوزی گذشته و...

●♡ ▬▬ ♡ ▬▬ ♡ ▬▬ ♡ ▬▬ ♡●گاهی موهات فقط به یه چیز احتیاج دارن…...

🖤 پارت ۴۳ | «آخرین حرکت»ماشین با سرعت در جاده حرکت می‌کرد.لا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط