شرابی خوردم از دستِ عزیزی

شرابی خوردم از دستِ عزیزی
نمی دانم چه نوشیدم
که سیرم کرده ازهستی،
خودم مستُ،غزل مستُ،تمام واژه ها مستند،
قلم شوریده ای امشب،عجب اُعجوبه ای هستی!
به ساز من که می رقصی،قیامت می کنی به به ..
چه طوفانی به پا کردی، قلم شاید تو هم مستی؟!؟
زمین مستُ،زمان مستُ،مخاطب مست شعرم شد
بنازم دلبریهایت!
قلم،الحق که تردستی.
فلانی، فرق بسیار است، میان مستی و مستی،
عزیزم خوب دقت کن!
به هر مستی نگو پستی،
تظاهر می کنی اما،
تو هم از دیدِ من مستی،
اگر پاکیزه تر بودی،
به شعرم دل نمی بستی،
خودم مستُ،غزل مستُ، تمام واژه ها مستند،
مخاطب معصیت کردی!
به مشتی مست پیوستی.
دیدگاه ها (۷)

شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته ازدستی،نمی دانم چه نوشیدمکه س...

شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته ازدستی،نمی دانم چه نوشیدمکه س...

نمی دانم چه نوشیدمکه سیرم کرده از هستی،خودم مستُ،غزل مستُ،تم...

نمی دانم چه نوشیدمکه سیرم کرده از هستی،خودم مستُ،غزل مستُ،تم...

نمی دانم چه نوشیدمکه سیرم کرده از هستی،خودم مستُ،غزل مستُ،تم...

شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی،نمی دانم چه نوشیدم که...

شرابی خوردم از دستِعزیزِ رفته از دستی، نمی دانم چه نوشی...

شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی،نمی دانم چه نوشیدم که...

شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی،نمی دانم چه نوشیدم که...

شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی،نمی دانم چه نوشیدم که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط