پارت

پارت ۲۲

لوسیان : آبجی روباهه خیلی قشنگ نیست

رزت : آره خیلی قشنگه

* کیان همش داشت به لوسیان نگاه میکرد * .

رزت : هی لوسیان

لوسیان : بیا بریم گلخونه شیشه ای رو بهت نشون بدم

* داشتم گل هارو نشونش میدادم که لوسیان یه چیزی پیدا کرد *

لوسیان : آبجی اینا یه تاج گل هست

رزت : خیلی خشگله نه؟

* اون تاج گلو من به کیان هدیه داده بودم *

لوسیان : آبجی تو اینو درست کردی؟

رزت : آره

* خیلی سالم بود پس فهمیدم کیان ازش خوب مراقبت کرده *

لوسیان : خیلی قشنگهههه

کیان : بدش من

* یهو کیان اومد تاج و گل و ازش گرفت *

لوسیان : هی بهم پسش بده اونو آبجیم درست کرده

کیان : چند بار باید بهت بگم که به رزت نگی آبجی؟

لوسیان : یه جوری که دلم بخواد صداش میکنم

کیان : اینو رزت به من هدیه داده پس حق دارم ازت بگیرمش

رزت : بس کنید!
چند بار باید بهتون بگم دعوا نکنین ها؟ ((فریاد))

* چون با لحنی عصبانی اینو گفتم دوتاشون ارم معذرت خواهی کردن
یهو گلوم درد گرفت *

رزت : آخخ

کیان : تو خوبی؟

رزت : چیزی نیست... به خاطر سرما خوردگیم گلوم درد گرفت
کاری نکین دوباره داد بزنم

* پرش زمانی *

*از اون روز دیگه لوسیان رو ندیدم
تقریبا یه هفته ی دیگه کریسمسه*

رزت : هی کیان!
دیدگاه ها (۸)

پارت ۲۲ کیان : الان نصفه شبه نباید خواب باشی رزت : کمکم کنکی...

پارت ۲۱ رزت : هی کیان * تکون نخورد *رزت : کیانننننکیان : هوم...

پارت ۲۰ * کیان همینطوری غر میزد که باید داروم رو بخورم *رزت ...

پارت ۱۰* تاج گلمو تموم کردم *رزت : کیانکیان : هوم؟ رزت : تاج...

پارت ۱۵ کالیکس : این نخودچی دیگه کیه؟ * من نخودچیممم*کامیلان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط