چه کنم؟؟؟

چه کنم؟؟؟
راهی جز این که مقابل غصه های زندگی ام خودم را به کوچه علی چپ بزنم ندارم
میدانی...
فهمیدم با غصه خوردن چیزی درست نمیشود
فهمیدم با غصه خوردن هیچ یک از این جماعت به دادت نمیرسد...
فهمیدم دل این جماعت به حال خودشان هم نمیسوزد چه برسد به من...
پس مجبورم...
مجبورم بخندم با صدای بلند
با کوچکترین چیز ها شاد باشم
آن قدر سر خودم را گرم کنم که وقتی برای فکر کردن به مشکلاتم نداشته باشم
مجبورم کل روز را به ظاهر یک آدم سرخوش باشم...
اصلا هم برایم مهم نباشد مردم پشت سرم‌ چه میگویند
من از دل خودم خبر دارم که چه غصه هایی بر دلم نشسته...
اما میخندم و میخندم و میخندم،گوش این آسمان کَر شود از صدای خنده من
گرچه همه این ها به ظاهر و از ته دل نیست
اما چاره ای جز این ندارم
مجبورم....
دیدگاه ها (۲)

‌چه هوایی ،چه طلوعی ،جانم ....باید امروز حواسم باشد که اگر ق...

༻﷽༺پر مے ڪشد دلم بہ هواے حرمِ حســین دارم بہ اشتیاقِ شما مےپ...

📜 تو را که درد نباشدزِ دردِ ما چه تفاوت...؟! #سعدی

زیباترین جمله‌ی شکسپیر که بعنوان برنده جمله‌ی طلایی به ثبت ر...

پارت سوم خواهر دراکن____دراکن گفت"خودم میرم منتظر باشرفت توی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط