خش‎خش‎های جارویی که 30 سال در شهر طنین‎انداز بود/ رفتگران

خش‎خش‎های جارویی که 30 سال در شهر طنین‎انداز بود/ رفتگران، جارو به دستانی که فراموش شده‎اند



رفتگری که هنوز نگران همقطاران خود، دلتنگ صدای خش خش جاور است، بی توقع است، زندگی را با همه سختی هایش می‌پذیرد و نگاهش به در است.

شهر ما زیباست، به زیبایی الماس. اما وقتی نگین خود را به رخ می کشد که خیابانهای آن پاک و بدور از هر آشغالی باشد. نه تنها خیابان بلکه کوچه پس کوچه ها، داخل پارکها، حتی جوی آب همه در این شهر پرهیاهو زندگی و شب و روز را سپری می کنیم. آنقدر هم مشغول هستیم که حتی گاهی هم نمی دانیم که در آن چه می گذرد.


#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۱)

در میان آن همه سر و صدا اعم از تردد ماشین ها، میوه فروشان، ع...

بله. آن "پاکبان" یا به قول خودمانی(سپور) است. کسی که شب و رو...

دیوان احمد بیگ کوماسی  اولین مصرع شعر ناقص است. یعنی شامل فق...

دیوان احمد بیگ کوماسی این مجموعه دربرگیرنده‌ اشعاری است از "...

part32

پارت ۱: ربایش و معامله

007- دختری بی نام - پارت چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط