نجوای صبحگاهی
نجوای صبحگاهی
اول آبان ماه:
چو کودک مپندار مرا
و فکر نکن به جای من
و ببین
بزرگ شدنم را به گاه ِ تصمیم
حریم نگه دار ِ هم باشیم
و تو ببین
بزرگ شده ام و می بینم، بزرگ شدن ها را
تفاوت های ما از زندگی
تفاوت باورهاست
و حرمت تفاوت ها
سرآمدن ِ غربت من و توست
آشنای من
بیگانه نباش
همین که بدانی جهان را تجربه ای چون تو
محال ِ من است
و آن لحظه
لحظه ی عشق ؛
با نگاه من و توست
خدایا ؛
از آشناها ، بیگانه ام مکن
اول آبان ماه:
چو کودک مپندار مرا
و فکر نکن به جای من
و ببین
بزرگ شدنم را به گاه ِ تصمیم
حریم نگه دار ِ هم باشیم
و تو ببین
بزرگ شده ام و می بینم، بزرگ شدن ها را
تفاوت های ما از زندگی
تفاوت باورهاست
و حرمت تفاوت ها
سرآمدن ِ غربت من و توست
آشنای من
بیگانه نباش
همین که بدانی جهان را تجربه ای چون تو
محال ِ من است
و آن لحظه
لحظه ی عشق ؛
با نگاه من و توست
خدایا ؛
از آشناها ، بیگانه ام مکن
- ۶۷۱
- ۰۱ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط