در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه

در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی هایت را درون جعبه طلایی.

به حرف خدا گوش کردم . شادی ها و غصه هایم را درون جعبه ها گذاشتم. جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد و جعبه سیاه روز به روز سبک تر.
از روی کنجکاوی جعبه سیاه را باز کردم تا علت را دریابم . دیدم که ته جعبه سوراخ است و غصه هایم از آن بیرون می ریزد.

سوراخ جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم: در شگفتم که غصه های من کجا هستند؟
خدا با لبخندی دلنشین گفت:ای بنده من!همه آنها نزد من اینجا هستند.
پرسیدم پروردگارا! چرا این جعبه ها را به من دادی؟ چرا ته جعبه سیاه سوراخ بود ؟ گفت:ای بنده من! جعبه طلایی را به تو دادم تا نعمت های خود را بشماری و جعبه سیاه را برای اینکه غم هایت را دور بریزی...
دیدگاه ها (۵)

⚜ به نام خداوند دلهای پاک    که نامش بود در دلت تابناکبه نام...

اعصابم خورده

...@ دیگران را ببخش و خود را رها کناگر کینه‌ای در دل نداشته ...

پنجشنبه استهمان روزی که دل میگیردو اشک درچشمان جاریروزی که د...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۰

احادیث رسول خدا صل الله علیه و آلههنگامی که مرد شراب نوشید ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط