مسافر بی بدرقه من

مسافر بی بدرقه من
اینقدر بی صدا رفتی که از وداع جا ماندم ،
باز به غیرت چشمانم
که آبی پشت سرت ریختند
به جان چشمانت قسم
اینبار آنچنان رفتنی ام …
که ، کاسه های آب را هم قسم دهی
نه آن روزها باز میگردند و نه من ...
دیدگاه ها (۵)

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 5️⃣Ⓟⓐⓡⓣ تو سرگیجه داشتی و ن...

Ten

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 42+ اون چیه؟قرصش رو ...

مسافر بی بدرقه من اینقدر بی صدا رفتی که از وداع جا ماندم ، ب...

مسافر بی بدرقه من اینقدر بی صدا رفتی که از وداع جا ماندم ، ب...

مسافر بی بدرقه من اینقدر بی صدا رفتی که از وداع جا ماندم ، ب...

مسافر بی بدرقه من اینقدر بی صدا رفتی که از وداع جا ماندم ، ب...

مسافر بی بدرقه من اینقدر بی صدا رفتی که از وداع جا ماندم ، ب...

مسافر بی بدرقه من اینقدر بی صدا رفتی که از وداع جا ماندم ، ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط